بی ربط نوشت!!!

در ارزوی کسی هستم


که رویایش را با دیگری ساخت 


و نه این دنیا و نه ان دنیا  حکایت دیدارمان نیست!


بی ربط نوشت!!!

۲۸
قـ د ح
۰۴ اسفند ۰۰:۳۴
چه حکایتی ...

گاهی آدم حرفای دلشو "بی ربط" مینویسه ...

پاسخ :

حرف دلی نبود!


دلم دلتنگ چشماته با اینکه تو رو به رومی!!!

دلتون شاد
رویا رویایى
۰۴ اسفند ۰۰:۴۶
قشنگ نوشتین آفرین آقا وحید
موفق باشین:)

پاسخ :

عجب رویا خانم!!

اصلا نوشته ادبی نبودا !!

یه جمله ساده بود!! فقط همین !! اصلا قصدمم هم این نبود جمله ادبی بنویسم

فقط جمله ساده بود  بدون زیبایی خاصی!

یه بی ربط نوشت بود همین!!!

راستی دلتون شاد 
پرواز ...
۰۴ اسفند ۰۰:۵۰
چه کاریه اصن در ارزوی کسی بودن که رویاش رو با یه نفر دیگه ساخته ؟ :))
حتی تر دیدارش ؟ !

پاسخ :

حق با شماست!

اما گاهی ارزوی دیدار کسیت که بعدها رویایش را با دیگری ساخته!!

ارزوی که بر اورده نشده و بعدها حتی غیر ممکن هم شده!!!

البته بی ربط نوشت بود!! بی ربط!!!
غریب ....
۰۴ اسفند ۰۰:۵۳
حرفهای بیربط در انتهای یک خط مرتبط میشن 

پاسخ :

البته نوشته های من همیشه بی ربط می مانند!!!

دلتون شاد
رویا رویایى
۰۴ اسفند ۰۰:۵۶
خب خیلى با ربط به دل نشست... هر چى ام که به دل بشینه قشنگه و با ارزش:)

پاسخ :

خوبه هنوز دلی دارید که چیزی به ان نشیند!!

دلتون نوشت!!!
رویا رویایى
۰۴ اسفند ۰۱:۰۰
یعنى بیدل شدید رفت خخخخخ 
درست میشه اینطورى نمى مونه 

پاسخ :

ما سالهاست که بی دل شدیم!!!
درست نمیشه!!
دلتون شاد
ماه گیسو
۰۴ اسفند ۰۹:۵۱
مسخرست!

چی بگم والا؟ =(

پاسخ :

چی مسخره است؟!!

ممنونم بزرگوار
محسن رحمانی
۰۴ اسفند ۱۰:۰۰
چه حکایت تلخی.

پاسخ :

بله!

سپاس!!
tarane fn
۰۴ اسفند ۱۰:۱۶
الهی فکر نمیکنم بی ربط باشه 

پاسخ :

بی ربط بود ولی!

دلتون شاد
miss bell
۰۴ اسفند ۱۰:۳۲
ای بابا شما هم
این نیز بگذرد

پاسخ :

فقط یه بی ربط نوشت بود!

دلتون شاد
دخی تهرونی😚😚
۰۴ اسفند ۱۰:۵۹
😊

پاسخ :

سپاس
مهربانم !!!
۰۴ اسفند ۱۱:۱۷
بی ربط قشنگی بود 

پاسخ :

سپاس بزرگوار!!
سپهر صادقی
۰۴ اسفند ۱۱:۲۳
اسم شمارو میزاریم شهریار دوم :)

پاسخ :

عجب!!

دلتون شاد
serek یزدان
۰۴ اسفند ۱۵:۵۶
چه غمناک... دلم گرفت :(

پاسخ :

بابت یه بی ربط نوشت چرا دلتون گرفت؟!

زندگی جاریست!

دلتون شاد
اسمان ***
۰۴ اسفند ۱۶:۰۱
امان از این بی ریط نوشته هامون یا بی مخاطب نوشته هامون😉

پاسخ :

امان....!!


سپاس خانم دکتر
tarane fn
۰۴ اسفند ۱۸:۴۰
اگه بی ربط چرا ارزو وصال نیس همش از فراق

پاسخ :

چون که وصال مدفن عشق است!

دلتون شاد
♕αяαмεsн♕ ...
۰۴ اسفند ۱۹:۱۶
چه بی ربط نوشت جالبی

پاسخ :

بی ربط نوشت هم مگه جالب میشه؟!!!!

دلتون شاد  
مدافعان حرم
۰۴ اسفند ۲۱:۰۷
قشنگ بود 

و عمیق

پاسخ :

ممنون

دلتون شاد
ماه گیسو
۰۴ اسفند ۲۲:۱۳
اینکه عاشق کسی باشی که رویارویی با دیگریه ساخته و تو حسرتش باس بمونی مسخرس

پاسخ :

بله 

ولی خب یه بی ربط نوشت بود!

سپاس
♕αяαмεsн♕ ...
۰۴ اسفند ۲۲:۳۵
اره واسه من جالب بود ..اینکه نوشته بودین هر دو همو نمیبینم واسم جالب بود

پاسخ :

بله

امیدوارم  موفق باشید!
serek یزدان
۰۴ اسفند ۲۲:۳۶
عاخه بی ربط نوشت غمگینی بود 
:(

پاسخ :

غمگین!!

ببخشید ناراحتتون کردم بابت پست بی ربط!

دلتون شاد
serek یزدان
۰۴ اسفند ۲۲:۴۹
نه بابا این چا حرفیه :)

پاسخ :

در هر صورت ببخشید

دلتون شاد شاد
آران
۰۵ اسفند ۰۰:۰۶

دولت اعتماد خودش را به مردم از دست داده است.
بهتر نیست مردم را منحل کنیم تا دولت مردم دیگری انتخاب کند؟


برتولت برشت

پاسخ :

بله!!

دلتون شاد
آران
۰۵ اسفند ۰۰:۱۵

شاعری نزد امیر دزدها رفت و او را با اشعار خود ستود، امیر دزدها دستور داد، تا لباس او را از تنش بیرون آورند و او را برهنه از ده بیرون کنند، دستور امیر اجرا شد، شاعر بیچاره در سرمای زمستان با بدن برهنه، از ده خارج شد، در این میان سگهای ده به دنبال او می رفتند، او می خواست سنگی از زمین بردارد و آنها را از خود دور سازد، سنگی را دید که در زمین یخ زده بود، دست بر آن سنگ انداخت تا آن را از زمین بردارد، ولی آن سنگ بر اثر یخ زدگی، از زمین کنده نمی شد، او از جدا کردن سنگ، عاجز و ناتوان گشت و گفت: این چه مردمی هستند، که سگ را برای آزار مردم رها کرده اند، و سنگ را در زمین بسته اند؟

امیر دزدها، از دریچه اتاقش، سخن ناهنجار شاعر را شنید و خندید و گفت: ای حکیم! از من چیزی بخواه تا به تو بدهم.

شاعر گفت: من لباس خودم را می خواهم، رصینا من نوالک بالرحیل از عطای تو به همین خشنودیم که ما را برای کوچ کردن از اینجا آزاد بگذاری.

امیدوار بود آدمی به خیر کسان                   
مرا به خیر تو امید نیست، شر مرسان

دل امیر دزدها به حال شاعر بینوا سوخت، لباس او را به او باز گردانید، به علاوه روپوش پوستینی با چند درهم به او بخشید.


گلستان سعدی

پاسخ :

ممنونم
از کامنت های خاص تون

دلتون شاد
Aramam .F
۰۵ اسفند ۰۲:۰۸
امیدوارم فقط در حدِ رویا و آرزو نمونه...
زندگیتون شاد:)))

پاسخ :

.....

دلتون شاد
آران
۰۵ اسفند ۱۰:۲۲

فردی مسلمان همسایه ای کافر داشت. هر روز و هر شب با صدای بلند همسایه کافر رو لعن و نفرین می کرد :
خدایا ! جان این همسایه کافر من را بگیر, مرگش را نزدیک کن! (طوری که مرد کافر می شنید.) 
زمان گذشت و مسلمان بیمار شد. دیگر نمی توانست غذا درست کند، ولی در کمال تعجب غذایش سر موقع در خانه اش ظاهر می شد .
مسلمان سر نماز می گفت: خدایا !ممنونم ک بنده ات را فراموش نکردی و غذای مرا در خانه ام ظاهر می کنی و لعنت بر آن کافر خدا نشناس ... !
روزی از روزها که خواست برود غذا را بر دارد ،دید این همسایه کافر است که غذا را برایش می آورد. 
از آن شب به بعد، مسلمان سر نماز می گفت : 

خدایا ! ممنونم که این مرتیکه شیطان رو وسیله کردی که برای من غذا بیاورد. من تازه حکمت تو را فهمیدم که چرا جانش را نگرفتی!!! 

این،حکایت خیلی هاست!


با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی
تا بی خبر بمیرد در درد خود پرستی

پاسخ :

سلام

سپاس جناب اران

دلتون شاد
ماه گیسو
۰۵ اسفند ۲۰:۳۱
گاهی همین بی ربط نوشت ها رو باید نوشت =)
شاید از نظر تو باشه یه بی ربط نوشت
ولی همینا شاید بشه یه سرنوشت =(

پاسخ :

بی ربط نوشت فقط یه بی ربط نوشته
شایدی در کار نیست!

دلتون شاد
gity -brn
۱۵ اسفند ۲۲:۱۱
آرزوی داشتن  چنین فردی خیلی خوبه
ولی به دست آوردنش سخته
به نظرم با ربط نوشت...یا یه عنوان مهم باید میداشت
:)
چون حرف با معنی هست!
عاقبت بخیر باشید

پاسخ :

خب بدست اوردن چنین فردی به نظر غیر ممکنه

البته بی ربط نوشت بود!

ممنون دلتون شاد
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
پیوندها
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان